- ب ب +

آیا کارت تنگه سوخته است؟

«آخرین قرارداد ناخدا یک ماه کمتر از حد معمول بود، چون او می‌دانست این سفر آسان نیست. با این حال، چند برابر حقوق معمولش را برای این عبور دریافت کرد. یکی از مالکان کشتی به خدمه‌اش شش ماه دستمزد اضافی پیشنهاد داده تا از هرمز عبور کنند.»


این‌ها بخش‌هایی از گزارش یکی از رسانه‌های آمریکایی در گفتگو با ناخدایی است که به گفته خود گزارش، در تاریکی محض شب، بدون هیچ چراغ و مکالمه رادیویی، در جنوبی‌ترین قسمت تنگه هرمز و چسبیده به خشکی‌های ساحل عمان، به‌صورت قاچاقی و دزدی، شناور خود را زیر سایه پرواز هواپیماها و بالگردهای آمریکایی از هرمز عبور می‌دهد.

این رسانه آمریکایی با این گزارش دست اول، ناخواسته مهر عدم تأیید بر ادعای مسئولان کاخ سفید می‌زند؛ ادعایی که چند ماه است توسط رئیس‌جمهور آمریکا و دیگر مقامات سیاسی و نظامی ایالات متحده تکرار می‌شود: تنگه هرمز باز است!

در هر محتوای رسانه‌ای، به واقعیت‌هایی که در متن ذکر نمی‌شوند، ولی از لابه‌لای سطور متن قابل استخراج‌اند، سطور سفید می‌گویند. این گزارش دارای سطور سفید معناداری است؛ سطور سفیدی که به‌خوبی واقعیت این روزها و شب‌های تنگه هرمز را نشان می‌دهند. واقعیت‌هایی که درست نقطه مقابل ادعاهایی است که لقلقه زبان ترامپ و دیگر اعضای کابینه‌اش شده است.

نخست آنکه این گزارش به‌خوبی نشان می‌دهد که تردد و اصطلاحاً نشتی تنگه هرمز اصلاً آن چیزی نیست که پیش از جنگ در جریان بوده است. ترددهای قاچاقی و دزدانه، آن هم شبانه و بدون هیچ وسیله ارتباطی، آن هم در ارتباط دائم با ناوگان نظامی ایالات متحده و از همه مهم‌تر، چسبیده به ساحل، هر قدر هم زیاد باشند، باز هم فاصله فاحشی با آمار ترددهای عادی تنگه در روزهای پیش از جنگ دارند.

چطور می‌تواند با چنین شرایطی به مرز آمار ترددهای ۱۱۰ تا ۱۳۰ فروندی روزهای پیش از جنگ رسید تا بتوان دم از بازگشایی تنگه زد؟ اصولاً با شرایطی که در گزارش این رسانه آمریکایی به آن اشاره شده، امکان حتی نزدیک شدن به آن آمار هم وجود ندارد.

نکته مهم دیگر آنکه تصویری که این رسانه از عبور قاچاقی از ساحل جنوبی ترسیم می‌کند، یک عبور به‌شدت پرریسک و مخاطره‌آمیز است؛ عبوری که هر انسانی یا هر شرکت و خطوط کشتیرانی مایل به پذیرفتن ریسک‌های آن نیستند. این وضعیت مخاطره‌آمیز و سرشار از ریسک چه تناسبی با عبور و مرور ایمن و آزاد پیش از جنگ دارد؟

کاپیتان مورد گفتگو در همین گزارش اشاره می‌کند که در بعضی موارد، شناورهایی که در نزدیکی شناور آن‌ها مشغول عبور بوده‌اند، هدف آتش ایرانی‌ها قرار گرفته‌اند. تجارت و بازرگانی، به‌خصوص در ساحت انرژی، به‌شدت محتاج امنیت و صفر شدن ریسک است تا به وضعیت عادی بازگردد. با این وضعیت سرشار از ریسک، چگونه می‌توان مدعی بازگشایی و عادی شدن امور در هرمز شد؟

نکته مهم دیگر آنکه در گزارش، اشارات صریحی وجود دارد که خطوط کشتیرانی برای همین عبورهای قاچاقی مجبور به افزایش سنگین هزینه‌های خود شده‌اند. به‌جز موضوعاتی مانند بیمه که در شرایط ریسک افزایش می‌یابند، حتی دستمزدهای خدمه شناورها هم در این شرایط افزایش‌های فاحشی داشته است.

سؤال مهم در این میان آن است که با افزایش هزینه‌ها، چنین عبورهای مخاطره‌آمیزی تا کِی و چقدر قابل تداوم است؟ آیا می‌توان تا ابد با چنین وضعیتی تعدادی معدود شناور را از هرمز عبور داد؟ پاسخ این سؤال روشن‌تر از آفتاب نیمه مرداد است.

آمریکایی‌ها بیش از هر کسی دیگری به این امر واقف‌اند که وضعیت امروز تنگه، نه عادی شدن تردد است، نه بازگشایی! آن‌ها وقتی با زور امکان گرفتن این اهرم را پیدا نکردند، حالا به دنبال آن‌اند تا با شعبده‌بازی و دروغ و پروپاگاندا، وضعیت غیرعادی و بحرانی فعلی را طبیعی جلوه دهند تا شاید بتوانند ایران را قانع کنند که دست از خواسته‌هایش، مخصوصاً تأمین نظم امنیتی بر مدار هرمز، بردارد؛ وگرنه خودشان بیش از هر کس دیگری می‌دانند که شرایط فعلی نه امن است، نه عادی و نه قابل تداوم.

سر و صدای مقامات آمریکایی درباره باز شدن تنگه هرمز و سوختن کارت تنگه برای ایران -که سعی دارند به اشکال مختلف آن را از زبان برخی افراد و رسانه‌های ایرانی نیز انتشار دهند- بیش از آنکه ناظر به یک واقعیت میدانی باشد، یک عملیات روانی برای تغییر محاسبات در تهران است. آمریکایی‌ها به شعبده‌بازی و فریب دیگران علاقه خاصی دارند اما نمی‌دانند که دستشان برای ایران مدت‌ها پیش رو شده است.