- ب ب +

مشت‌‌ گره‌کرده از شهریور ۵۹ تا اسفند ۴۰۴

امروز چهل‌وششمین سالروز آغاز دفاع مقدس است. در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، جنگی به ایران تحمیل شد که قرار بود معادلات تازه پس از انقلاب اسلامی را برهم بزند و ایران را دوباره به کشوری وابسته و تسلیم‌شده تبدیل کند. اما آن جنگ نه‌تنها به هدف خود نرسید، بلکه به هشت سال ایستادگی یک ملّت تبدیل شد. هشت سالی که در نهایت یک حقیقت را برای دنیا تثبیت کرد: ایرانِ پس از انقلاب اسلامی، حاضر نیست استقلال خود را دوباره واگذار کند.

۴۶ سال از آغاز آن جنگ گذشته است؛ ۴۶ سالی که در آن ایران و ایرانی، تجربه‌های فراوانی را از سر گذرانده‌اند. نسل‌ها عوض شده‌اند، مناسبات جهانی تغییر کرده، دشمنان و ابزارهای جنگ تغییر کرده‌اند و شکل مواجهه با ایران بارها دگرگون شده است، اما یک اصل همچنان ثابت مانده است: استقلال ایران و اراده ملّت ایران برای حفظ آن.

در فاصله ۴۶ سال گذشته، مردم ایران دو جنگ تحمیلی دیگر را نیز تجربه کرده‌اند؛ دو جنگی که کمتر از یک سال با یکدیگر فاصله داشتند و هرکدام، در مقیاس متفاوت، بار دیگر ایران را در برابر یک آزمون بزرگ قرار دادند: جنگ ۱۲روزه سال گذشته و جنگ تمام عیاری که نهم اسفند سال گذشته به ایران تحمیل شد و همچنان ادامه دارد.

سه جنگ تحمیلی که استقلال و اراده مردم ایران را به آزمون کشیدند.

جنگ هشت‌ساله در شرایطی آغاز شد که انقلاب اسلامی هنوز نوپا بود. کشور تازه یک انقلاب بزرگ را تجربه کرده بود، ساختارهای نظامی و سیاسی در حال تغییر بنیادین بودند و بسیاری تصور می‌کردند ایران در برابر یک تهاجم گسترده خارجی توان ایستادگی ندارد. از همین رو، عراق با حمایت سیاسی، اقتصادی و تسلیحاتی قدرت‌های مختلف، از آمریکا گرفته تا برخی شبه‌کشورهای حاشیه خلیج فارس، وارد جنگ شد و تصور می‌کرد می‌تواند در مدتی کوتاه بخش‌هایی از خاک ایران را تصرف و جمهوری اسلامی را وادار به پذیرش شروط صدام کند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، چیزی کاملاً متفاوت بود و اگرچه جنگ هشت سال طول کشید، اما ایران از آن با حفظ تمامیت ارضی و استقلال خود بیرون آمد.

سال‌ها بعد، یک بار دیگر جنگ به ایران تحمیل شد. این بار در قالب جنگی ۱۲روزه.

باز هم ایران در برابر حمله تجاوزکارانه قرار گرفته بود و باز هم جامعه مقاوم ایرانی باید درباره نحوه مواجهه با این تهدید وجودی، تصمیم می‌گرفت.

کمتر از یک سال بعد، جنگی مهیب‌تر، بار دیگر ایران را در یکی از سخت‌ترین آزمون‌های چند دهه عمر پر فراز و نشیب جمهوری اسلامی قرار داد. این بار صحنه نبرد با دهه ۶۰ تفاوت داشت. تفاوت دشمن جنایتکار آمریکایی-صهیونیستی با رژیم بعث، نوع تسلیحات به‌کارگیری‌شده توسط آمریکا، دامنه حملات و در نهایت اهداف جنگ، تغییر کرده بود. اما مسئله اصلی همان مسئله ۴۶ سال قبل بود. اینکه آیا حمله نظامی گسترده و تمام‌عیار، ترور و شهادت رهبر شهید انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی، می‌تواند ملّتی را که برای استقلال خود هزینه داده است، وادار به تسلیم کند؟

پاسخ این سه مقطع را باید در رفتار جامعه ایران جست‌وجو کرد. سه جنگ تحمیلی، سه آزمون بزرگ برای مقاومت، شرافت و استقلال مردم ایران بودند و در هر سه، جامعه ایران نشان داد که در لحظه‌ای که موجودیت و استقلال کشور در معرض تهدید قرار می‌گیرد، ابداً میدان را خالی نمی‌کند.

مشخصاً نمی‌توان جنگ هشت‌ساله را با دو جنگ تحمیلی اخیر یکسان دانست. اما می‌توان در هر سه، یک خط ممتد تاریخی را مشاهده کرد. خطی که از یک تصمیم بزرگ و تاریخی در بهمن‌ماه سال ۱۳۵۷ آغاز شد؛ با تصمیم ملّتی که می‌خواست استقلال ازدست‌رفته و گم‌شده‌اش در تاریخ را دوباره به دست آورد.

انقلاب اسلامی در یکی از مهم‌ترین وجوه خود، واکنشی به تجربه طولانی وابستگی و تحقیر بود. تجربه‌ای که جامعه ایران را به این نتیجه رسانده بود که کشور باید بتواند درباره سرنوشت خود، بدون دخالت قدرت‌های خارجی تصمیم بگیرد. از همین رو، استقلال یکی از مفاهیم مرکزی انقلاب اسلامی بود. اما استقلال زمانی معنا پیدا می‌کند که یک ملّت بتواند از تصمیم خود دفاع کند.

جنگ تحمیلی هشت‌ساله نخستین آزمون سرنوشت‌ساز این استقلال بود. بعد از آن، آزمون‌ها یکی پس از دیگری از راه رسیدند. هر بار شکل تهدید تغییر کرد و هر بار ابزار دشمن نیز متفاوت شد، اما یک اصل ثابت باقی ماند؛ اینکه حفظ استقلال هزینه دارد و تنها با مقاومت تحقق پیدا می‌کند.

این هزینه را می‌توان در تاریخ ۴۶ سال گذشته، در نام و یاد هزاران شهید دید. جوانانی که در جبهه‌های جنگ هشت‌ساله جانشان را نثار کردند، نسلی که در سال‌های بعد برای حفظ امنیت کشور جنگید و بزرگ‌مردانی که در دو جنگ اخیر، توسط دشمن جنایتکار به شهادت رسیدند، همه در یک نقطه به هم می‌رسند: مقاومت و دفاع از ایران در برابر دشمن.

از همین منظر، سه جنگ تحمیلی را باید سه فصل از یک داستان واحد دانست؛ داستان ملّتی که هر بار دچار طوفان شد، قوی‌تر از آن خارج شد. سلام و درود بر تمام بزرگ مردان و زنانی که از ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ تا امروز برای سربلندی ایران عزیز، به قیمت بر خاک افتادن خود، ایستادند. رضوان و رحمت الهی نثار خمینی کبیر که این مسیر نورانی را به ملّت ایران نشان داد و زهی به سعادت آن ابر مردی که از آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله لباس رزم بر تن کرد و خود را به خطوط مقدم نبرد رساند و بالاخره در جنگ تحمیلی سوم، مشت گره‌کرده‌اش هنگام شهادت، چراغ راه مدافعان وطن و آزادگان عالم شد.