یک کوه سفر کرد از این شهر
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند. سیصد و هشتادمین شماره «صدای ایران»، به روح مطهر، امام مجاهد شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای تقدیم میشود.
یک کوه سفر کرد از این شهر
امروز تهران، صحنه ماندگارترینِ بدرقههای تاریخ معاصر ایران بود. میلیونها نفر از سراسر کشور خود را به پایتخت رسانده بودند تا در تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضور یابند.
حضوری که از نخستین ساعات بامداد دوشنبه، خیابانهای تهران را به دریایی از جمعیت تبدیل کرد و بار دیگر پیوند عمیق مردم با آرمانهای انقلاب، بویژه قائد شهید امت را به نمایش گذاشت.
اما این تشییع، تنها یک آیین وداع نبود، روزی بود که سه تصویر بزرگ و حماسی را در خود جمع کرده بود.
نخست، سوگ ملّتی که رهبر عزیز خود را با چشمانی اشکبار برای همیشه بدرقه میکرد.
دوم، اقتدارِ حضوری که نشان داد شهادت عزیز ملّت ایران نه تنها اراده ایرانیان را در هم نمیشکند، بلکه انسجام و ایستادگی آنها را حول نام شهید خامنهای پررنگتر هم میکند.
سوم، فریاد خونخواهی و انتقام از عاملان این جنایت؛ مطالبهای که در شعارها، پلاکاردها و چهرههای مصمم مردم موج میزد و از عزم یک ملّت برای پیگیری این خون پاک حکایت داشت.
در کنار همه اینها، حضور چند میلیونی مردم، جلوهای از قدرشناسی نسبت به رهبری بود که برای دههها پرچمدار دفاع از عزت، استقلال و امنیت ایران اسلامی بود و سرانجام نیز در همین مسیر، حسینیوار به شهادت رسید.
