آیتالله مشکینی؛ روحانی بیبدیل
«آقای مشکینی، رحمةالله علیه، یک آدم بیبدیل بود؛ یعنی ما حقاً و انصافاً هیچکس دیگری را با این جامعیت در خصوصیات مختلف، در میان بزرگان روحانیمان نداریم. انصافاً یک مرد بیبدیل و بینظیر بود.» این مطلب را رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای رضواناللهعلیه، در دیدار با دستاندرکاران همایش بزرگداشت آیتالله مشکینی در ۲۸ فروردین ۱۳۹۱ فرمودند.
از روستای آلنی تا کرسی تدریس
آیتالله علی مشکینی با نام اصلی علیاکبر فیض آلنی، دهم آذر ۱۳۰۰ در روستای آلنی از توابع مشکینشهر، در خانوادهای مذهبی و اهل علم دیده به جهان گشود. پدرش نام «علیاکبر» را برای او برگزید و چون زادگاهش روستای آلنی بود، بیشتر با نام «علیاکبر فیض آلنی» شناخته میشد.(۱) وی نخستین فرزند خانواده بود و از همان سالهای آغازین زندگی، در محیطی دینی و علمی پرورش یافت. پس از طی مقدمات، راهی حوزه علمیه قم شد. حضور در درس استادان برجسته حوزه و سالها تدریس، تحقیق و تربیت شاگردان، از او شخصیتی علمی و اخلاقی ساخت که بهتدریج در شمار برجستهترین مدرسان حوزه علمیه قم قرار گرفت.(۲)
آیتالله مشکینی از اعضای مؤثر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در کنار فعالیتهای علمی، در جریان مبارزات روحانیت علیه رژیم پهلوی حضور داشت. پس از پیروزی انقلاب، علاوه بر تدریس و فعالیتهای حوزوی، مسئولیتهای مهمی در نظام جمهوری اسلامی بر عهده گرفت که مهمترین آن، ریاست مجلس خبرگان رهبری بود؛ مسئولیتی که بیست و چهار سال، از آغاز تشکیل این مجلس تا پایان عمر، بر عهده داشت.
در رأس خبرگان
با تشکیل مجلس خبرگان رهبری، مسئولیت این نهاد در تعیین و نظارت بر رهبری نظام جمهوری اسلامی، جایگاهی ویژه یافت. اهمیت این مسئولیت تا آنجا بود که امام خمینی آن را در رأس همه مسئولیتهای نظام اسلامی دانسته و نسبت به هرگونه سهلانگاری یا اعمال نظرهای شخصی در انجام وظایف این مجلس هشدار داده بودند.(۳) بر همین اساس، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، انتخاب اعضای شایسته برای مجلس خبرگان را وظیفهای ضروری دانست و از نخستین جلسات خود، شرایط و ویژگیهای نمایندگان این مجلس را بررسی کرد.(۴)
در جریان انتخابات نخستین دوره مجلس خبرگان، آیتالله مشکینی به پیشنهاد بزرگان نظام از حوزه انتخابیه تهران نامزد شد. آیتالله مشکینی در فهرست مشترک جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران قرار گرفت و با رأی مردم به مجلس خبرگان راه یافت.(۵) پس از آغاز فعالیت مجلس، نمایندگان، ایشان را بهعنوان رئیس نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزیدند.(۶) وی تا پایان عمر ریاست این مجلس را بر عهده داشت و این مسئولیت را در حساسترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی اداره کرد.
حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه در جملهای درباره ریاست ایشان بر مجلس خبرگان فرمودند: «ریاست ایشان بر مجلس خبرگان حقاً اعتبار و وزانت مجلس خبرگان بود.» ۱۳۸۶/۰۶/۱۵
شورای بازنگری
پس از گذشت یک دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و تجربه اداره کشور در شرایط مختلف، مسئله اصلاح برخی کاستیهای قانون اساسی در دستور کار قرار گرفت. امام خمینی رحمهالله در نامهای خطاب به آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه، رئیسجمهور وقت، در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۶۸، با اشاره به تجربه دهساله مدیریت نظام جمهوری اسلامی، ضرورت بازنگری در قانون اساسی را مطرح کردند.
ایشان در این نامه تأکید کردند که قانون اساسی دارای نقاط قوت فراوان و ماندگار است، اما برخی نواقص و اشکالات نیز در جریان تدوین اولیه آن، به دلیل شرایط خاص ابتدای پیروزی انقلاب و عدم شناخت کامل مشکلات اجرایی کشور، مورد توجه قرار نگرفته است. همچنین تأکید کردند که رفع این نواقص، ضرورتی اجتنابناپذیر برای نظام اسلامی است.
بر همین اساس، امام خمینی هیئتی ۲۰ نفره را برای بررسی و تدوین اصلاحات قانون اساسی تعیین کردند. در میان اعضای این هیئت، شخصیتهایی از حوزه علمیه، مجلس خبرگان، قوای سهگانه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی حضور داشتند. آیتالله مشکینی ریاست جلسات این شورا را بر عهده داشت و آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز از اعضای این هیئت بود.
امام خمینی موضوعات مورد بررسی در بازنگری قانون اساسی را شامل مسائلی همچون: رهبری، تمرکز در مدیریت قوه مجریه، تمرکز در مدیریت قوه قضائیه، مدیریت صداوسیما، تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام، شیوه بازنگری قانون اساسی و تغییر نام مجلس شورای ملّی به مجلس شورای اسلامی اعلام کردند. همچنین مدت انجام این کار را حداکثر ۲ ماه اعلام کردند.(۷)
شرط مرجعیت
یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده در جریان بازنگری قانون اساسی، شرایط رهبری و بهویژه مسئله شرط مرجعیت بود. بر اساس قانون اساسی مصوب سال ۱۳۵۸، مرجعیت از جمله شرایط رهبری محسوب میشد؛ اما پس از عزل آیتالله منتظری از قائممقامی رهبری و با توجه به شرایط موجود حوزههای علمیه و مراجع وقت، این پرسش مطرح شد که آیا ادامه این شرط میتواند امکان انتخاب رهبر شایسته را با مشکل مواجه کند.(۸)
در همین چارچوب، امام خمینی رحمهالله در پاسخ به نامه آیتالله مشکینی، رئیس هیئت بازنگری قانون اساسی، دیدگاه خود را درباره شرط مرجعیت بیان کردند. در این نامه به تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸، امام بر این نکته تأکید کردند که از ابتدای انقلاب معتقد بودند شرط مرجعیت لازم نیست، و برای رهبری انقلاب اسلامی فقط اجتهاد و عدالت مورد تأیید خبرگان کافی است. ایشان در این نامه تصریح میکنند: «هر گونه آقایان صلاح دانستند عمل کنند. من دخالتی نمیکنم. فقط در مورد رهبری، ما که نمیتوانیم نظام اسلامیمان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامیمان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت میکند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولیّ منتخب مردم میشود و حکمش نافذ است.»(۹)
همهپرسی ۱۳۶۸
شورای بازنگری قانون اساسی پس از برگزاری ۴۱ جلسه، از تاریخ ۷ اردیبهشت تا ۲۰ تیر، بررسیهای خود را به پایان رساند. پس از آن، حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه، رهبر انقلاب، در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۶۸ فرمان برگزاری همهپرسی اصلاح قانون اساسی را صادر کردند(۱۰) و این همهپرسی همزمان با پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۶۸ برگزار شد.(۱۱) اصلاحات انجامشده، از جمله تغییر شرایط رهبری و حذف شرط مرجعیت، مسیر قانونی جدیدی را برای انتخاب رهبر در نظام جمهوری اسلامی فراهم کرد.
انتخاب دومین رهبر
مجلس خبرگان رهبری در جلسه چهاردهم خرداد ۱۳۶۸، پس از رحلت امام خمینی رحمهالله، با بررسی گزینههای موجود، آیتالله سیدعلی خامنهای رضواناللهعلیه را با ۶۰ رأی از ۷۴ عضو حاضر بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرد. در این جلسه، آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز با اشاره به دیدگاه امام خمینی درباره صلاحیت رهبری آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه، نظرات ایشان درباره شرایط رهبری را برای اعضای خبرگان نقل کرد.(۱۲) همچنین آیتالله موسوی اردبیلی، ریاست وقت قوه قضائیه، و حاج سیداحمد خمینی که از یاران نزدیک و امین امام راحل بودند، شهادت دادند که بارها از زبان امام جملاتی را شنیدهاند که صراحت در صلاحیت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه برای رهبری داشت.(۱۳)
مهمترین ملاکهای مجلس خبرگان رهبری برای این انتخاب تاریخی عبارت بودند از: صلاحیت علمی معظمله برای افتا در تمامی ابواب، عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام، بینش عمیق سیاسی، شجاعت، تدبیر، توان مدیریتی بالا و یک دهه تجربه بسیار ارزشمند در سطح مدیریت کلان، از جمله هشت سال ریاست جمهوری که قسمت اعظم آن در سختترین شرایط جنگی سپری شد. افزون بر همه اینها، نظر صریح و بیپرده بنیانگذار انقلاب اسلامی نسبت به صلاحیت کامل معظمله برای تصدی امر رهبری که با شهادت تعدادی از افراد امین و مورد اعتماد امام به اثبات رسیده بود، خبرگان را در این تصمیم دلگرمتر نمود.(۱۴)
شهادت بر اجتهاد
با آغاز دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه، مجلس خبرگان رهبری گامهای مهمی را برای تثبیت پایههای قانونی و فقهی رهبر جدید انقلاب اسلامی برداشت. پس از برگزاری همهپرسی اصلاحات قانون اساسی و انتخابات ریاستجمهوری در ۶ مرداد ۱۳۶۸، اعضای مجلس خبرگان در عصر روز ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ با حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه دیدار کردند. در این دیدار، آیتالله مشکینی بهعنوان رئیس این مجلس، ضمن اعلام بیعت قاطع نمایندگان گفت: «اعضای مجلس خبرگان حقیقتاً و مخلصانه تصمیم دارند به هر مقداری که در توان خود میبینند شما را برای اجرای اهداف الهی یاری کنند و همچون زبانهای گویا، حقایق دینی، معارف الهی و انسانی و اخلاق انبیاء را در کشور بیان کرده، در جهت اهداف عالی اسلام و مسلمین تلاش کنند.»(۱۵)
آیتالله مشکینی در ادامه نیز با اشاره به نظر اکثریت قاطع اعضای خبرگان مبنی بر «مطابقت کامل حضرت آیتالله خامنهای با شرایط رهبری که در اصلاحات قانون اساسی پیشبینی شده است»، جایگاه مردمی ایشان را بینظیر خواند و افزود: «تصور نمیکنم که در هیچ کشور جهان سرانی از حکومتهای مختلف یافت شود که به اندازه رهبر و رئیس جمهوری اسلامی ایران در میان ملت خود، دارای نفوذ حقیقی و اثباتی و برخوردار از محبتهای قلبی مردم باشند و این خود از الطاف الهی است.»(۱۶)
تلاشهای آیتالله مشکینی برای تبیین جایگاه قانونی و فقهی حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه در همینجا خاتمه نیافت. در همین راستا، آیتالله مشکینی بهعنوان یکی از استوانههای علمی و اخلاقی قم، با صدور نامهای تاریخی در ۱۵ مرداد ۱۳۶۹، بر مقام فقاهت و اجتهاد رهبر انقلاب مهر تأیید زد و پذیرش ولایت ایشان را یک واجب شرعی خواند: «حضرت مستطاب آیتالله حاج سیدعلی خامنهای، واجد مقام فقاهت، اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیه، که تصدی مقام معظم رهبری بدان نیازمند است، میباشند. چنانچه معظمله حائز سایر شرایط ولایت امت و رهبری جامعه مسلمین نیز بهنحو اوفی میباشند و این امر را خبرگان محترم رهبری، از روی درایت و اطلاع خود و با استفاده از بیانات و تأییدات رهبر عظیمالشأن راحل، امام خمینی قدسسره، در مواقع متعدده، تأیید و تصویب نمودهاند. لذا برای همه مسلمین جهان [...] واجب مؤکد شرعی و عقلی است که معظمله را به فقاهت و ولایت امر مسلمین بشناسند و بپذیرند.»(۱۷)
وداع آخر
آیتالله مشکینی پس از تحمل یک دوره بیماری، سرانجام در روز هشتم مرداد ۱۳۸۶ در بیمارستان حضرت بقیةالله عجلاللهتعالیفرجه تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر وی ابتدا در دانشگاه تهران با حضور گسترده مردم و مسئولان کشوری و لشکری تشییع شد و سپس به شهر قم انتقال یافت. در قم نیز مراسم تشییع با حضور علما، مراجع تقلید، طلاب و اقشار مختلف مردم برگزار شد و پس از اقامه نماز توسط آیتالله مکارم شیرازی، در حرم مطهر حضرت معصومه سلاماللهعلیها به خاک سپرده شد.(۱۸)
در پی رحلت آیتالله مشکینی، رهبر معظم انقلاب در پیامی، ضمن ابراز تأثر عمیق، ابعاد شخصیتی آیتالله مشکینی را از دوران مبارزه تا سالها حضور در عالیترین سطوح نظام جمهری اسلامی را توصیف کردند و بر زهد، ثبات قدم و جایگاه بیبدیل ایشان تأکید ورزیدند: «این روحانی عالیقدر، از جمله شخصیتهای نادری بود که در سراسر عمر بابرکت و در مراحل گوناگون زندگی نورانی خویش، منشأ برکات فراوان برای حوزه علمیه و مردم مؤمن و اسوه اخلاقی و عملی برای شاگردان و ارادتمندان خود بود. در دوران طاغوت، جزو پیشگامان نهضت اسلامی و در دوران جمهوری اسلامی، در شمار مجاهدان واقعی و معلم اخلاص و پرهیزگاری و پارسایی محسوب میگشت. [...] جایگاه رفیع او در نظام جمهوری اسلامی و ریاست مجلس خبرگان رهبری، [...] هرگز نتوانست در تواضع و فروتنی او یا در زندگی زاهدانه و دامن پاکش کمترین خدشهای وارد آورد. او جامع علم و عمل، جهاد و زهد، و برخوردار از تشخیص و سلوکی صائب، مستقیم و بهدور از انحراف بود.» ۱۳۸۶/۰۵/۰۸
(۱ درازی، علی (۱۳۹۱). زندگی و مبارزات آیتالله مشکینی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۳۹.
(۲ همان، ص۵۱-۵۴.
(۳ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج۱۸، تهران: نشر عروج، ص۳-۷.
(۴ زندگی و مبارزات آیتالله مشکینی، ص۳۲۳.
(۵ همان، ص۳۲۴.
(۶ هاشمی، مهدی (۱۳۸۱). آرامش و چالش (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۶۲)، تهران: نشر معارف انقلاب اسلامی، ص۱۷۷.
(۷ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹) صحیفه امام خمینی، ج۲۱، تهران: نشر عروج، ص۳۶۳-۳۶۴.
(۸ موسسه فرهنگی هنری قدر ولایت (۱۴۰۰). تاریخ انقلاب اسلامی، ج۲، تهران: قدر ولایت، ص۱۴۰.
(۹ صحیفه امام خمینی، ج۲۱، ص۳۷۱.
(۱۰ کیهان، ۱۳۶۸/۰۴/۲۹، ص۱و۲.
(۱۱ کیهان، ۱۳۶۸/۰۵/۰۵، ص۲.
(۱۲ هاشمی رفسنجانی، اکبر (۱۳۹۱). کارنامه و خاطرات سال ۱۳۶۸ - بازسازی و سازندگی، تهران: نشر معارف انقلاب اسلامی، ص۱۵۱.
(۱۳ کرامتی، محمدتقی (۱۳۹۴). نقش رهبری در مدیریت بحرانها، (نیمه پنهان، ج۳۸)، تهران: کیهان، ص۳۹.
(۱۴ نقش رهبری در مدیریت بحرانها، ص۳۹.
(۱۵ کیهان، ۱۳۶۸/۰۵/۱۶، ص۱.
(۱۶ کیهان، ۱۳۶۸/۰۵/۱۶، ص۱-۲.
(۱۷ کیهان، ۱۳۸۵/۰۷/۲۴، ص۸.
(۱۸ زندگی و مبارزات آیتالله مشکینی، ص۳۴۳.