- ب ب +

لاف‌زنی از زیر چرخ کامیون!

در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند. چهارصد و بیست‌ویکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، شهید حسین مرادی، از شهدای شهرستان طارم که بر اثر حملات آمریکایی_صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.

لاف‌زنی از زیر چرخ کامیون!

* وقتی اقتصاد و معیشت خانوار در کشوری با اخلال مواجه می‌شود، نگاه‌های چپ اقتصادی در رسانه‌ها پررنگ شده و جریانات سیاسی سوسیالیستی طرفدار پیدا می‌کنند. این درست اتفاقی است که پس از جنگ‌افروزی آمریکایی‌ها و حمله به ایران در ایالات متحده افتاده است. به همین خاطر، اخیراً اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، مجبور شد در مصاحبه با نیوزمکس به افکار عمومی کشورش پاسخ دهد که چرا در این کشور، جنبش‌های سوسیالیستی تقویت شده‌اند و به تعبیر مجری برنامه، در حال تسخیر حزب دموکرات هستند.


مصاحبه بیشتر مصرف داخلی دارد، پر است از اعترافات وزیر خزانه‌داری در مورد وضعیت بد اقتصاد و معیشت در آمریکا و وعده‌های پوچ بهبود اوضاع اقتصادی در آینده. بسنت خود در اعترافی آشکار می‌گوید: «احساس می‌کنم پزشک اورژانس هستم: بیمار (اقتصاد آمریکا) با کامیون زیر گرفته شده بود و نخستین کار ما تثبیت وضعیت او بود. اکنون داروی درست را تجویز کرده‌ایم و اوضاع به‌تدریج بهتر می‌شود.»

وزیر خزانه‌داری از سیاست اخراج نیروی کار مهاجر از آمریکا دفاع می‌کند و می‌گوید: «وقتی مهاجران غیرقانونی را از بازار کار خارج می‌کنید، دستمزد طبقه کارگر بالا می‌رود؛ وقتی آنها را به کشورهایشان بازمی‌گردانید، اجاره‌بها کاهش می‌یابد.» مجری برنامه نیز در تأیید حرف او می‌گوید: «روند اخراج از کشور احتمالاً یکی از عواملی است که می‌تواند به کاهش فشار در بازار مسکن کمک کند. مسکن بدترین وضعیت را داشته؛ قیمت‌ها جهش کرده‌اند و کسی توان خرید خانه ندارد. همین مسئله، به‌گمان من، روحیه نسل جوان را خرد می‌کند: اینکه ۳۰ ساله باشید و همچنان مستأجر. احساس خوبی نیست.»

این فضای بحث وزیر خزانه‌داری کشوری است که تلاش می‌کند روند افول هژمونی‌اش را کُند کند؛ کشوری با مداخلات گسترده سیاسی و نظامی در اقصی‌نقاط دنیا، در حالی که اقتصادش مثل بیماری است که با کامیون زیر گرفته شده، قیمت‌ها، به‌ویژه قیمت انرژی، در آن جهش کرده و کسی توان خرید خانه را ندارد.

در همین گفت‌وگو، بسنت پس از طرح ادعاهای کذب و اغراق‌شده در مورد اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران گفت: «هفته آینده منتظر اعلامیه‌های بیشتری باشید، زیرا اقداماتی اعمال خواهیم کرد که مانند آن در تاریخِ انزوای اقتصادی یک کشور دیده نشده است.»

اما چرا این ادعا، یک لاف سیاسی است و صرفاً برای مصرف داخلی برای جامعه آمریکایی است؟ بسنت در همین مصاحبه، در یک ادعای کاملاً غیرعلمی، برای چندمین بار ادعا کرده است که تحریم‌های آمریکا باعث فروپاشی یک بانک بزرگ در ایران شده است! در حالی که انحلال یک بانک خصوصی در ایران، پس از تلاش‌های مستمر نخبگان فکری و سیاسی کشور و در راستای اصلاح نظام بانکی اتفاق افتاد و اساساً هیچ ربطی به تحریم‌ها نداشت. فرآیند انحلال بانک‌های کژکارکرد در همه کشورها امری مرسوم است و در خود آمریکا در سال ۲۰۲۶ دو بانک منحل شدند.

از این دروغ که بگذریم، اساساً مگر چیزی مانده که در ایران تحریم نشده باشد؟! گزارش‌های وزارت خزانه‌داری نشان می‌دهد که تنها در سال ۲۰۲۵، بیش از ۸۷۵ شخص، کشتی و هواپیما در ارتباط با ایران تحریم شده‌اند. از اینجا به بعد، فقط در صورتی فشارهای جدید آمریکا کارگر می‌افتد که بتواند طرف‌های ثالث را مجاب کند با ایران تجارت و مراودات اقتصادی نداشته باشند و واقعیت این است که سایر قدرت‌ها، حرفِ یک قدرت فرتوت در حال افول را گوش نمی‌کنند. تجربه سفر ترامپ به پکن پیش روی ماست؛ جایی که از شی، رئیس‌جمهور چین، خواست چین از ایران نفت نخرد و با پاسخ منفی مواجه شد.
 

واقعیت این است که زمان در تنگه هرمز به نفع آمریکایی‌ها نیست. ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده برای اولین بار پس از ۱۹۸۳ به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده است. بنابراین، آمریکایی‌ها نمی‌توانند برای بلندمدت قیمت نفت را در بازارهای جهانی کنترل کنند. بسنت در همین مصاحبه گفت: «درگیری ایران باعث جهشی موقت در قیمت انرژی شده است. از این مرحله عبور می‌کنیم و قیمت‌ها کاهش خواهند یافت.» او اما توضیح نداد با توجه به مشکل جدی در ذخایر، آمریکا چگونه می‌خواهد از این وضعیت عبور کند؟!


قیمت در بازارهای جهانی، با حرف‌درمانی وزرای آمریکا کاهش نخواهد یافت و آمریکا باید بپذیرد دوره‌ای که قدرت بلامنازع اقتصادی در جهان بود، مدت‌هاست پایان یافته. اگر می‌خواهد اقتصاد بیمارش، که به اعتراف بسنت گویی با کامیون زیر گرفته شده، درمان شود و جوانانش در حسرت خانه‌دار شدن پیر نشوند، راهش این است که پایش را (مداخلات سیاسی و نظامی) از گلیمش (توان اقتصادی آمریکا) درازتر نکند و به حاکمیت ایران در تنگه هرمز احترام بگذارد. گزافه‌گویی‌های مکرر، چاقوی حرف‌درمانی را حتی برای مصرف داخلی در ایالات متحده کندتر خواهد کرد.