قدرت در غربت
حضرت آیتالله العظمی شهید خامنهای (رضواناللهعلیه): «دربارهى این سه امام -از حضرت جواد تا حضرت عسکرى (علیهم السّلام)- که هر چه به طرف حضرت عسکرى میرود، بیشتر هم [دیده] میشود و آن این است که دایرهى نفوذ ائمّه و وسعت دایرهى شیعه در زمان این سه امام، نسبت به زمان امام صادق و امام باقر (علیهم السّلام) شاید دَه برابر است؛ یعنى این چیز عجیبى است.» ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
دوران حیات امام حسن عسکری (علیهالسلام)، علیرغم کوتاهی عمر بیستوهشتساله ایشان، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی-اجتماعی ائمه (علیهمالسلام) به شمار میرود. دوران ششساله امامت ایشان، اوج فعالیتهای تشکیلاتی و شبکهسازی برای آمادهسازی شیعیان جهت ورود به عصر غیبت بود. امام عسکری (علیهالسلام) آخرین امامی است که در مبارزه و مقابله مستقیم با حکومت طاغوت قرار دارد و پس از ایشان، امامت وارد عصر غیبت میشود و سبک مبارزه امام عصر (عج) و شیعیان تغییر میکند. همین ویژگی خاص باعث شده حیات فکری-سیاسی ایشان با ائمه پیشین قابل مقایسه نباشد.
در این میان، آنچه بازخوانی زندگی امام عسکری (علیهالسلام) را ضروری مینماید، تصور نادرستی است که از دوران امامت ایشان بر ذهنها نقش بسته است. امام عسکری (علیهالسلام) به دلیل اسارت غریبانه در شهر نظامی سامرا و نبود بروز آشکار فعالیتهای سیاسی، در اذهان به عنوان امامی مظلوم و غریب جای گرفته که گویی هیچ اقدامی از دست او برنمیآمده است. این در حالی است که نگاه تحلیلی به حوادث آن دوران نشان میدهد امام عسکری (علیهالسلام) شخصیتی مقتدر و قدرتمند در مواجهه با حکومت طاغوت بود؛ شخصیتی که فعالیتهای فکری-فرهنگی و سیاسی-اجتماعی او، تشیع را به اوج خود رساند.
رهبر شهید انقلاب درباره عظمت شخصیت امام عسکری (علیهالسلام) میفرمایند: «امامی [است] که موافقان، شیعیان، مخالفان، غیر معتقدان، همه، شهادت دادند و اعتراف کردند به فضل او، به علم او، به تقوای او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختیها... این همه فضیلت، این همه مکرمت، این همه عظمت، که نه فقط ما به آنها قائلیم و مترنّمیم، بلکه دشمنانشان، مخالفانشان، کسانی که اعتقاد به امامت آنها نداشتند، همه اعتراف کردند.»(۱)
این سخن نشان میدهد امام عسکری (علیهالسلام) هرچند در دوران جوانی به شهادت رسیدند، اما نقشآفرینی و تأثیرگذاری ایشان چنان بوده که دوست و دشمن را به شگفتی واداشته است. از این رو، بازخوانی حیات سیاسی-اجتماعی امام عسکری (علیهالسلام) ضرورت مییابد. امام عسکری (علیهالسلام)، در عین زندگی در غربت، قدرت و اقتدار بزرگی در هدایت امت اسلامی داشتند، این دیدگاه رهبر شهید انقلاب است که «در کنار غربت، این عزّت و این عظمت را هم باید دید.»(۲)
ایدهای جدید برای برای فهمیدن زندگی ائمه
پیش از آغاز تحلیل دوران حیات امام عسکری (علیهالسلام)، باید به این نکته اذعان داشت که اطلاعات تاریخی درباره امام عسکری و دو امام پیش از ایشان، یعنی امام جواد (علیهالسلام) و امام هادی (علیهالسلام)، بسیار اندک است. از این رو، سخن گفتن از تاریخ ایشان دشوار مینماید.
اندیشمندان، کاستی اطلاعات تاریخی درباره امام عسکری (علیهالسلام) را ناشی از چند عامل میدانند. عامل نخست، کوتاهی عمر امام عسکری و دو امام پیشین است. امام جواد (علیهالسلام) بیستوپنج سال، امام هادی (علیهالسلام) چهلودو سال و امام عسکری (علیهالسلام) بیستوهشت سال عمر کردند و همین کوتاهی عمر، بهطور طبیعی ثبت اطلاعات تاریخی را کمتر کرده است. عامل دوم، محصور و تحت کنترل بودن امام عسکری (علیهالسلام) است. عامل دیگر این است که اساساً تاریخ را حاکمان عباسی مینوشتند و چون ساختار قدرت در دست آنان بود، بهطور عمد در تاریخنگاری حوادث مربوط به امام محدودیت و خفقان ایجاد میکردند؛ به گونهای که مورخان از نوشتن حوادث مربوط به امام منصرف میشدند. یکی دیگر از عوامل این است که غالباً مورخان به ثبت حوادث سیاسی میپرداختند و چون فعالیت سیاسی امام عسکری (علیهالسلام) پنهانی بود، مورخان توجهی به زندگی ایشان نداشتند. همه این عوامل باعث شده است که شناخت ما نسبت به امام عسکری (علیهالسلام) کمتر باشد. (۳) رهبر شهید انقلاب نیز به این کاستی اذعان دارند. ایشان میفرمایند: «در تاریخنگاری ما، در کتابنویسی ما، حتّی در منبرهای ما، از این سه بزرگوار خیلی کم یاد میشود و تحقیق میشود و کار میشود.»(۴)
اما نکته مهم این است که رهبر شهید انقلاب، برای جبران کاستی اطلاعات تاریخی درباره امام جواد (علیهالسلام)، امام هادی (علیهالسلام) و امام عسکری (علیهالسلام)، ایدهای علمی ارائه کردهاند. ایشان تأمل بیشتر در احادیث ائمه را راهی برای آگاهی از تاریخ زندگی این بزرگواران میدانند. ایشان درباره این ایده مهم میفرمایند: «بعضی تاریخ خواندهاند، [امّا] حدیث نخواندهاند و از کلمات ائمّه در این روایات مطّلع نیستند؛ عیب بزرگ کار اینها این است. تاریخ ائمّه را هم بیش از همه، از درون خود این احادیث میشود فهمید که در زندگی اینها، در جابهجایی اینها، در اعلام وصایت اینها، در هر کدامشان چه اتّفاقی افتاده.»(۵) از این رو به همه اندیشمندان توصیه میکنند: «خیلی بجا است اگر چنانچه کسانی در زمینهی زندگی این سه بزرگوار کار کنند، تحقیق کنند، بنویسند.»(۶) رهبر شهید انقلاب در سبک تاریخپژوهی خود از این شیوه بهره بردهاند که نمونه بارز آن را در کتاب همرزمان حسین (علیهالسلام) میبینیم.
اقتدار در دل محاصره
امام عسکری (علیهالسلام) علیرغم محصور بودن در شهر نظامی سامرا، رهبری امت اسلامی را با قدرت پیش میبردند. اساساً دوران امامت ایشان یکی از شگفتیهای تاریخ ائمه (علیهمالسلام) است؛ چراکه با وجود شدت عمل حکومت طاغوت و نظارت شدید بر رفتار امام، ایشان توانستند شیعیان را گسترش داده و تقویت کنند. مرور دو حادثه تاریخی نشان میدهد که حکومت عباسی تا چه میزان بر امام فشار میآورد و مانع فعالیت حضرت میشد.
در یکی از این حوادث، نهضتی در شهر کوفه بهراه افتاد؛ اما حضرت را که در سامرا و تحت کنترل بود، بلافاصله زندانی کردند. این رفتار حاکمان نشان میدهد حکومت طاغوت تا چه اندازه از قدرت حضرت هراس داشت، به گونهای که اگر در منطقهای نهضت و قیامی شکل میگرفت، بیدرنگ امام را زندانی میکردند. در حادثه دیگری، پس از شهادت امام حسن عسکری (علیهالسلام)، حکومت به خانهی امام زمان (عج) حمله کرد و مادر امام را به عنوان اسیر زندانی کرد. این برخوردهای خشن، آن هم نسبت به خانهی کسی که تازه به شهادت رسیده و به خاک سپرده شده بود، نشاندهنده قدرت و عزت امام عسکری (علیهالسلام) در مبارزه با حکومت طاغوت است.(۷)
همین شدت عمل حکومت علیه امام عسکری (علیهالسلام) باعث شده بود شیعیان نگران این باشند که امام از مسیر دیگر ائمه (علیهمالسلام) کوتاه آمده و به مبارزه ادامه نمیدهد؛ اما حضرت در نامهای این تصور نادرست را اصلاح کردند. رهبر شهید انقلاب درباره این نامه چنین میفرمایند: «نامهاى است از امام عسکرى (علیه السّلام) به اهل قم و آوج... که گویا این آقایان از اینکه امام عسکرى (علیه السّلام) مورد فشار دستگاه است و مورد محاصرهى حکومت است، ملول شده بودند و فکر میکردند که امام عسکرى (علیه السّلام) از راه پدرانش منصرف شده. امام نامهاى مینویسند که آنها را به رهبرىهاى خود دلگرم کند و به آنها اطمینان بدهد که ما در راهى که گام برمیداشتیم، هنوز هم همچنان گام برمیداریم و این فشار و این تضییقات، ما را از نیت خودمان و از هدف و مقصدى که داشتهایم باز نداشته و دنبال راهمان را گرفتهایم و داریم میرویم.»(۸)
به همین دلیل، رهبر شهید انقلاب بر اساس تحلیل اسناد متعدد تاریخی معتقدند امام عسکری (علیهالسلام) در عین غربت، قدرت داشتند. ایشان در این باره میفرمایند: «در همان شهر سامرا که در واقع سامرا یک پادگان بود... با آن همه شدّت عمل، این دو بزرگوار یعنى حضرت هادى و حضرت عسکرى توانستند این همه ارتباطات را با سرتاسر دنیاى اسلام تنظیم کنند. اینها خیلى مهم است؛ یعنى ما این ابعاد زندگى ائمّه را وقتى نگاه کنیم میفهمیم اینها چه کار داشتند میکردند.»(۹) نکته مهم و شگفت در رهبری امام عسکری (علیهالسلام) از دل خفقان این است که «فقط هم این نبود که مسئلهى نماز و روزه جواب بدهند یا طهارت و نجاست جواب بدهند. در موضع «امام» با همان معناى اسلامى خودش قرار میگرفتند و در موضع «امام» با مردم خودشان حرف میزدند.»(۱۰) به تعبیر دیگر امام عسکری نقش امامت و پیشوایی فکری و سیاسی خود را ایفا می کردند.
از طرف دیگر، کوتاهی عمر امام عسکری (علیهالسلام) خود نشان از قدرت رهبری ایشان در اوج خفقان دارد. قطعاً اگر حکومت عباسی از جانب امام عسکری (علیهالسلام) احساس خطر نمیکرد، حضرت را در این سن کم به شهادت نمیرساند. حکومت عباسی نگذاشت امام عسکری (علیهالسلام) همچون امام صادق (علیهالسلام) به سن شصتوسهسالگی برسد. همین امر خود نشانه قدرت و عظمتی از امام است که موجب وحشت حکومت طاغوتی بنیعباس شده بود. رهبر شهید انقلاب این نکته را چنین بیان میفرمایند: اینکه «حضرت عسکرى در ۲۸ سالگى به شهادت میرسند... نشاندهندهى حرکت عظیم ائمّه (علیهم السّلام) و شیعیان و اصحاب آن بزرگوارها در سرتاسر تاریخ بوده. با اینکه دستگاه حاکم، دستگاهی پلیسى بود با شدّت عمل؛ در عین حال این جور ائمّه (علیهم السّلام) موفّق شدند.»(۱۱) ایشان در جای دیگر درباره امام عسکری (علیهالسلام) میفرمایند: «اینها مبارزه میکردند و برای همین مبارزه هم جانشان را از دست دادند.»(۱۲) و به تعبیر دیگر در این دوران «شیعه از لحاظ تشکیلاتى، در نهایت قدرت و استقامت بود؛ و براى همین است که... امام عسکرى (علیه السّلام) را هم در ۲۸ سالگى میکشند.»(۱۳)
اوج شکوفایی شیعه
اکنون این پرسش پیش میآید که امام عسکری (علیهالسلام) چه کرد که از او اینگونه با عظمت و عزت یاد میشود؟ در پاسخ باید گفت عظمت کار امام عسکری (علیهالسلام) در گسترش کمّی و کیفی شیعیان در قلمرو وسیعی از مناطق اسلامی بود؛ نکتهای که با توجه به اوضاع و شرایط سیاسی آن دوران، شگفتی کار حضرت را بیش از پیش روشن میکند. رهبر شهید انقلاب درباره این موضوع میفرمایند: «دربارهى این سه امام -از حضرت جواد تا حضرت عسکرى (علیهم السّلام)- که هر چه به طرف حضرت عسکرى میرود، بیشتر هم [دیده] میشود و آن این است که دایرهى نفوذ ائمّه و وسعت دایرهى شیعه در زمان این سه امام، نسبت به زمان امام صادق و امام باقر (علیهم السّلام) شاید دَه برابر است؛ یعنى این چیز عجیبى است.»(۱۴) به تعبیر دیگر «در هیچ دورهای ــ از دورهی امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) تا آخر ــ در سرتاسر دنیای اسلام، شیعه به قدر دورهی حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری، نه از لحاظ کمّیّت، نه از لحاظ کیفیّت، گسترش نداشته؛ [این گسترش،] کار این سه بزرگوار است. بغداد در دورهی حضرت هادی و حضرت جواد اصلاً مرکز شیعه است.»(۱۵)
رهبر شهید انقلاب درباره علت فشار بر امام عسکری (علیهالسلام) نیز به نکته مهمی اشاره میکنند که نشان از تأثیرگذاری بزرگ ایشان در جامعه دارد. ایشان میفرمایند: «شاید علّت این هم که اینها را این جور در فشار و ضیق قرار دادند، اصلاً همین [گسترش شیعیان توسط امام] بود.»(۱۶) این سخن به این معناست که علت کنترل شدید امام، ناتوانی ایشان از انجام کاری نبود؛ بلکه علت اصلی فشار بر امام، حجم وسیع فعالیتهای ایشان در گسترش تشیع و مبارزه با حکومت طاغوت بود.
چیستی شبکه وکالت
نکته مهم دیگری که شگفتی کار امام عسکری (علیهالسلام) را دوچندان میکند، «شبکهای» بودن گسترش شیعیان است. توضیح این سخن آنکه بر اساس روایات معتبر، مردم جامعه اسلامی پس از شهادت امام حسین (علیهالسلام)، در عمل از اسلام روی برگرداندند و دچار ارتداد شدند. امام سجاد (علیهالسلام) با تلاش سیوچهارساله خود، شیعیان را روز به روز گسترش دادند. تا دوره امام رضا (علیهالسلام)، شیعیان در مناطق متعددی از جهان اسلام پراکنده بودند؛ اما از دوره امام جواد (علیهالسلام) تا امام عسکری (علیهالسلام)، رابطه شیعیان به رابطهای شبکهای بدل شد.
رهبر شهید انقلاب در این باره میفرمایند: «قبل از [آمدن امام رضا به خراسان]، شیعه تَکوتوک همه جا بودند؛ امّا بیارتباطِ به هم، ناامید، بدون اینکه هیچ چشماندازى داشته باشند، بدون اینکه امیدى داشته باشند؛ سلطهى حکومت خلفا هم که همه جا بود... حضرت که آمدند طرف خراسان، از این مسیر که عبور کردند، یک شخصیّتى در مقابل چشم مردم ظاهر شد که هم علم، هم عظمت، هم شکوه، هم صدق، هم نورانیّت را جلوى چشم مردم میگذاشت.»(۱۷) نتیجه اینکه «این حرکت امام رضا (علیه السّلام) و آمدن آن حضرت و بعد شهادت مظلومانهى آن بزرگوار کارى کرد که این فضا افتاد دست ائمّه (علیهم السّلام). آن وقت ائمّه هم بنا کردند استفاده کردن.»(۱۸)
مکاتبات و نامهنگاریهای اصحاب امام جواد تا امام عسکری «نشاندهندهى آن حرکت عظیم و شبکهى عظیم تبلیغاتى و تعلیماتىِ این سه امام بزرگوار است؛ از بعد از امام رضا تا زمان شهادت حضرت عسکرى (علیهم السّلام).»(۱۹)
امام عسکری (علیهالسلام) این قدرت شبکهسازی شیعیان را به وسیله سازمان وکالت انجام میداد. رهبر شهید انقلاب این نکته را با ذکر داستانی اینگونه بیان میکنند: «در قضیّهى ابوالادیان... وقتى امام عسکرى به او میگفت که تو برو فلان جا و برگرد و بعد مسئلهى امام زمان را برایش مطرح کرد، در اینجا ابوالادیان رفت در مدائن و از شیعهى مدائن پولهایشان را و آنچه را باید از جهات مالى بپردازند گرفت و آورد پیش امام عسکرى. مدائن کجا است؟ زیر گوش بغداد و سامره، مرکز خلافت. آنجا مرکز تشیّع بود؛ پس تشکیلات قوى بود.»(۲۰) اوضاع به گونه ای بود که «در روزى که امام عسکرى (علیه السّلام) از دنیا میرود، کنار گوش خلیفه، یعنى مدائن، مرکز تشیع است؛ بنابراین اینها شیعهساز بودند.»(۲۱)
سازمان وکالت، شبکه ارتباطی متشکل از امام معصوم (علیهالسلام) و شیعیان نزدیک و وفادار به ایشان است که نقش مهم و تعیینکنندهای در پیشبرد اهداف امامان معصوم (علیهمالسلام) داشته است. بر اساس اندیشه رهبر شهید انقلاب، این تشکیلات از دوران امام حسن مجتبی (علیهالسلام) شکل گرفت. ایشان درباره آغاز سازمان وکالت میفرمایند:«تاریخ در این زمینه نشان میدهد که امام حسن مجتبى این کار را کرد. تا قبل از زمان امام حسن، شیعه وجود داشتند امّا نه به صورت پنهان... نه به صورت مخفى، نه با تقیّه به معناى استتار؛ شیعه استتار نداشتند... سرِ این قافله از زمان امام حسن رفت زیر؛ این نقب از آنوقت کنده شد. آنجا است که مىبینیم افرادى از شیعه بودهاند که اینها تظاهر نمیکردند به تشیّع - البتّه نه به شکل دورههاى بعد، یک قدرى رقیقتر - تظاهر نمیکردند و در معنا شیعه بودند و معتقد بودند و در فکر بازگرداندن بودند.»(۲۲) شیعیان در تشکیلات سازمان وکالت «در این روزگار آخر ائمّه، به اوج فعّالیّت رسیده بودهاند و تشکیلات مشغول کار و عمل بود.»(۲۳)
آمادگی برای عصر غیبت
بر اساس متون دینی، «غیبت» یکی از سنتهای الهی است که تمام جوامع بشری با آن آزموده شدهاند. بهطور نمونه میتوان به غیبت چهلروزه حضرت موسی (علیهالسلام)، غیبت حضرت یونس (علیهالسلام)، غیبت حضرت عیسی (علیهالسلام)، غیبت حضرت ابراهیم (علیهالسلام) در غار و غیبت دیگر انبیا و اولیای الهی اشاره کرد. این سنت در دوران پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) نیز وجود داشت؛ چه در دوره خود پیامبر و چه پس از آن. حتی برخی اصحاب، پس از رحلت پیامبر، اینگونه ترویج میکردند که پیامبر از دنیا نرفته، بلکه عروج کرده و دچار غیبت شده است. در دوران ائمه (علیهمالسلام) نیز این مسئله بهوضوح دیده میشود.(۲۴)
به همین دلیل، پیامبر در دوران خود و دیگر ائمه (علیهمالسلام) نیز همواره از مسئله غیبت سخن میگفتند و روایتهای متعددی، چه از پیامبر و چه از دیگر ائمه، در تبیین این مسئله وجود دارد. لذا میتوان گفت شیعه با آگاهی از وجود این سنت در پیامبران و اولیای گذشته، و نیز با استناد به روایات، میدانست که این سنت درباره آنان نیز اجرا خواهد شد. از طرف دیگر، ائمه همواره شیعه را برای عصر غیبت آماده میکردند.
در این میان، سازمان وکالت در دوره امام عسکری (علیهالسلام) کارکرد بسیار مهم دیگری نیز در گسترش شبکهای شیعیان داشت و آن، تلاش برای آمادهسازی شیعیان برای عصر غیبت بود. اساساً یکی از برنامههای مهم سازمان وکالت، از همان آغاز فعالیت در دوران ائمه پیشین، آمادهسازی شیعیان برای عصر غیبت بود. شبکه وکالت در حقیقت تمرین و زمینهای بود برای اینکه شیعه بتواند بدون حضور امام نیز به وظایف و تکالیف خود عمل کند و مسیر هدایت را پیش گیرد. از آنجا که پس از امام عسکری (علیهالسلام) عصر غیبت آغاز میشد، وظیفه ایشان در آمادهسازی شیعیان برای این آغاز، بسیار سنگین بود.
خلاصه آنکه بازخوانی حیات سیاسی-اجتماعی امام حسن عسکری (علیهالسلام)، بر اساس رهنمودهای رهبر شهید انقلاب، پرده از یک حقیقت ژرف برمیدارد؛ و آن اینکه غربت ظاهری آن حضرت در شهر نظامی سامرا، هرگز به معنای انفعال یا ناتوانی نبود، بلکه در پس این حصر و خفقان، قدرتی عظیم و شبکهای مؤثر در حال گسترش بود. امام عسکری (علیهالسلام) با وجود عمر کوتاه و فشار بیسابقه دستگاه عباسی، نهتنها از مسیر مبارزه با طاغوت منصرف نشد، بلکه با سازماندهی تشکیلات وکالت، ارتباطات گستردهای با شیعیان سراسر جهان اسلام برقرار کرد و دایره نفوذ تشیع را از نظر کمّی و کیفی به اوجی رساند که در دورههای پیشین سابقه نداشت.
(۱) بیانات در دیدار جمعی از مردم و خانواده شهدا و ایثارگران، ۱۳۹۰/۱۲/۱۰
(۲) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۳) محمدحسین رجبی دوانی، https://khl.ink/f/19933
(۴) بیانات در پایان مراسم روضه به مناسبت شهادت امام علی النقی الهادی (ع)، ۱۴۰۳/۱۰/۱۵
(۵) بیانات در پایان مراسم روضه به مناسبت شهادت امام علی النقی الهادی (ع)، ۱۴۰۳/۱۰/۱۵
(۶) بیانات در پایان مراسم روضه به مناسبت شهادت امام علی النقی الهادی (ع)، ۱۴۰۳/۱۰/۱۵
(۷) نجم الدین طبسی، https://khl.ink/f/25227
(۸) همرزمان حسین (ع)، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۳۴۶
(۹) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۱۰) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۱۱) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۱۲) ۱۳۸۰/۶/۳۰
(۱۳) همرزمان حسین (ع)، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۳۵
(۱۴) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۱۵) بیانات در پایان مراسم روضه به مناسبت شهادت امام علی النقی الهادی (ع)، ۱۴۰۳/۱۰/۱۵
(۱۶) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۱۷) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۱۸) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۱۹) بیانات پس از مراسم روضه حضرت امام حسن عسکری (ع)، ۱۳۸۲/۰۲/۲۰
(۲۰) دو امام مجاهد، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۸۸
(۲۱) همرزمان حسین، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۸۴
(۲۲) دو امام مجاهد، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۸۸
(۲۳) دو امام مجاهد، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۸۸
(۲۴) مجتبی کلباسی، https://khl.ink/f/48853